ميرزا محمد حيدر دوغلات

291

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اول ايشان محمد حسين گوركان است كه در فكر وى روزهاست كه متأمل مىباشيم ، چه كشتن وى كانّه كه كشتن يكى از خانان است و اقدام بر اين امر ماحى آن منت‌هاست كه بر خانان گذاشته‌ايم « 1 » . پس اولى آنكه تو او را از اين مصلحت خبر داده ، پيام كنى « 2 » كه به جدّ و جهد برخيزد و تا پاى دارد گريزد و به أجل برنستيزد كه بعد از وى ديگر امراء مغول را به تمام به جام خون آشام سرانجام مىبايد كرد . امير جان وفا در همان ساعت به سرعت كس فرستاد . نماز پيشين آن كس رسيد و نماز ديگر پدرم از ميان فرزندان ، بنده را انتخاب فرمود و از جمله تمام خدم « 3 » شانزده كس همراه شدند به طرف خراسان فرار نمودند و اين كمينه آن واقعات را چون خواب و خيال ياد دارم . و در آن ايام سلطان سعيد خان نيز در سمرقند بود بعد از ما به سه روز به طرف مغولستان گريخت و اين حكايت مثبت است . اما آنچه از فرزندان پدرم در شهر سبز مانده بودند كلانتر ايشان را كه حبيبه سلطان خانيش است شاهى بيگ خان در پيش حرم كه در تاشكند « 4 » گرفته بود كه دختر سلطان محمود خان باشد ، نگاه داشت . نام او عايشه « 5 » سلطان خانيم است كه در اين « 6 » زمان به مغول خانيم مشهور است . بعد از مدتى به انواع تكلفات به عبيد اللّه خان ابن محمود سلطان نسبت فرموده‌اند « 7 » ؛ و از ايشان خردتر گوهرشادبيگم ، به آن منت كه او خبر كرده بود ، امير جان وفا با پسر خود كه اميريار است و در ميان اوزبك سرآمد اقران خود است داده‌اند ؛ از ايشان خردتر بنده‌ام كه همراه پدر بودم ؛ و ديگر محمد شاه است ، يكى از خويشان پدر او را متعاقب به خراسان آورد ؛ ديگر از همه خردتر عبد اللّه ميرزاست كه سابقا ذكر يافته « 8 » كه به مادر خود كه

--> ( 1 ) . نت : گذاشته . ( 2 ) . نت : مصلحت پيام ده خبر كنى . ( 3 ) . نت : + و شم . ( 4 ) . نت : + در . ( 5 ) . نت : - عايشه . ( 6 ) . نت : - اين . ( 7 ) . نت : فرمودند . ( 8 ) . نت : + است .